ماشين خوشكله
يه روز منو لميدرفتيم فروشگاه و چشممون به اين ماشين خورد هيچي ديگه يه دل نه صد دل عاشقش شديم اورديمش خونه و سر اينكه كي روشنشه كنه نزديك بود دعوابشه چراغاش روشن خاموش ميشه و تو شب خيلي قشنگه ميدونم اگر زماني بچه اي داشته باشم ميتونه با هاش بازي كنه
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی






ماشين خوشكله 
